سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

ترانه های دیگر

سلام

سلام به دوستان عزیزم

اینا شعرهای خودمه

دوست دارم نظرتون رو در موردشون بدونم

انتقادهاتون رو به طور خاص


+ نوشته شده در یادداشت ثابت - جمعه 95/3/15 ساعت 8:35 صبح توسط وجیهه نوربخش | نظر


مامان نسیمه

 

در دل آفتاب بس تابان

من تورا میشناسم ای باران

گرچه خورشید را نمی بینم

من شبم ای بهاربیداران

 

ای که با یاد تو نسیم عشق

مثل یک باغ روشن وجاریست

هیچ شوقی شبیه چشم تو

اینقدر مهربان وزیبا نیست

 

در دل آسمان بی رنگی

برگ سبزی ست رو به بالاها

رونق قطره های اقیانوس

مانده در قلب تشنه حالاها

 

قلب تشنه منم تو آب تویی

آه آن عشق پرشتاب تویی

ساقی سرزمین آرامش

لحظه مستی شراب تویی

 

شب ترک خوردوتو.... تو تابیدی

قلبها سوی تو روانه شدند

درجهانی که عاشقی باقی ست

مردم عشق جاودانه شدند...

 

 

 

 


+ نوشته شده در جمعه 97/2/14 ساعت 3:50 صبح توسط وجیهه نوربخش | نظر


ای جان عشق

 

روزی آن مردی که چشمانش بهار

درنگاهش صبح، دستانش بهار

از شب اندوه صحرا میگذشت

نقش میزد بر زمستانش بهار

 

موج میزد شعله ی جان، در نی اش

ابر وبادوماه وباران در پی اش

غرق اقیانوس قلبش عاشقان

عارفان مست سرانگشت می اش

 

جامه ها از تن درید آیینه ای

تا به پابوس زلالیهاش رفت

صد پرققنوس را آتش زدند

باز هم تا اول ای کاش رفت

 

ای خدا روزی خم عشقی شکست

قطره ای بر شبنم اشکی نشست

عاشقی تشنه سرراهش خمید

قطره بر لبهای او طرفی نبست

 

انتظار تشنه ها را جان عشق

تازه کن با لحظه باران عشق

انتظار تازه جان می گیرد و

عشق روزی میدمد طوفان عشق...


+ نوشته شده در یکشنبه 97/2/9 ساعت 11:33 عصر توسط وجیهه نوربخش | نظر


روزی به رنگ باران....

تقدیم به همه کودکان گرفتار جنگ در جهان_تقدیم به همه کودکان جهان

آن روز خواهدآمد

روزی به رنگ باران

آن لحظه های سرشار

از شوق آبشاران

 

فرزندم ای گل پاک

پرواز کن بر افلاک

بنشان بهار لبخند

برجای جای این خاک

 

فرزند من بهاران

در راه این جهان است

شب می رود پس از آن

صبح است وآسمان است

 

فرزندم ابر تیره

باران عشق دارد

هرلحظه آرزو کن

برقلب ما ببارد.....

 

آرام کودک من

آن روز خواهد آمد....


+ نوشته شده در دوشنبه 97/1/27 ساعت 7:28 صبح توسط وجیهه نوربخش | نظر


عطر لحظه های حقیقت

درشهر دل

باغ ستاره ایست

من شعر چیده ام

از شهر آرزو

به شهر دل پلی ست

راهی ست تا بهار

یک کوچه تا بهشت

آیینه های سرخ

از اشکهای عشق

گلهای بیدرنگ

در لحظه های تبسم

وقتی خدای نور

یک پنجره به دل گشود

صبح

آوازتازه ای

از آسمان سرود

از شهر دل

یک جام چیده ام

که عطر لحظه های حقیقت در او رهاست


+ نوشته شده در شنبه 97/1/18 ساعت 3:21 عصر توسط وجیهه نوربخش | نظر


   1   2      >